X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
آقای او
  
 
 

----------------------
آقای اوثانی
مینا
عادی
بلوت
شاه عباس
بی نمک
بوالفضول الشعرا
ناصر فیض
غریبه
عمو رضا
خاکستر
یه وبلاگ
کسوف
سکوت
سلام
سرآشپز
متال همر
بی بی گل
جاسیگاری
سیاوشون
عبید شاکی
visual c++ 6
احسان آن لاین
به هیچ عنوان
خانم خل و چل
غلاف تمام فلزی
اخبار ساعت 25
هفت خط
سورنا
کوچولو می نویسد
و بدانیم اگر کرم...
منبع موثق
...و غیره
----------------------

کاپوچینو
هفت سنگ
گل آقا
----------------------

Arabian Gulf
----------------------

آرشیو
 
جمعه 9 مرداد‌ماه سال 1383
حکایت : اصل بقای شوریده رنگی

بورژوا زاده ای را دیدم که بر سر گور پدر نشسته و با پولروتاریا بچه ای مناظره در پیوسته که: باری مراسم ختم پدرم چنین بود و پذیرایی چنان بود و وصیت نامه اش به کام و جنگ و دعوا تمام و کاروان مشایعت دراز و در نعمت باز، گویی پدر من رفته بود و بهشت به اینجا آمده بود.

گفت: ولی به وقت پدر من، طلبکارانش به کاروانش شدند و مرا می جستند و من از ترس جان به تنوری پنهان بودم. 

 

گفتم: آن را که کیسه ی پر باری است، بهشت، از او فراریست و آن را که کیسه خالیست، هرچه بر سرش رود ز ناچاریست.

 

یکی بود درویش شوریده رنگ

که طی حیاتش همش بود Hang!

 

Restart می گشت چندی به چند

همه زندگانی شده بد روند

 

خداوند people در این third world

ز رحمت بر آن Power ش دست برد!

 

چو خاموش شد آن صدای fan اش

در آمد صدا از نوه اش تا ننه اش!

 

همه بستگانش بگشتند Hang

و مثل خودش جمله شوریده رنگ!

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 275173


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها