X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
آقای او
  
 
 

----------------------
آقای اوثانی
مینا
عادی
بلوت
شاه عباس
بی نمک
بوالفضول الشعرا
ناصر فیض
غریبه
عمو رضا
خاکستر
یه وبلاگ
کسوف
سکوت
سلام
سرآشپز
متال همر
بی بی گل
جاسیگاری
سیاوشون
عبید شاکی
visual c++ 6
احسان آن لاین
به هیچ عنوان
خانم خل و چل
غلاف تمام فلزی
اخبار ساعت 25
هفت خط
سورنا
کوچولو می نویسد
و بدانیم اگر کرم...
منبع موثق
...و غیره
----------------------

کاپوچینو
هفت سنگ
گل آقا
----------------------

Arabian Gulf
----------------------

آرشیو
 
چهارشنبه 24 تیر‌ماه سال 1383
به نام خداوند قوری و قند ...


به نام خداوند قوری و قند

خداوند قهوه و آن بوی گند

 

خداوند چایی پر رنگ و تلخ

خداوند تهران و کرمان و بلخ

 

خداوند ماه و خداوند مهر

خداوند این so plotted سپهر

 

خداوند آنتن دهی موبایل

خداوند فلدر خداوند فایل

 

خداوند مومن زمان نماز

خداوند بنده به وقت نیاز

 

خداوند "بعله" سر ازدواج

خداوند گیشنیز و بی بی و خاج

 

خداوند داغی و گرمای سیف

خداوند این شور و شادی و کیف

 

خداوند off line و DC و دینگ!

خداوند فرمان و گاردان و رینگ

 

خداوند جوجه خدای کباب

خداوند خرما و تنگ شراب

 

خداوند ایهام و ایجاز متن

خداوند رگهای میترال و بطن

 

خداوند طاعون و سیل و وبا

خداوند صبح و نسیم صبا

 

خداوند خرج و خداوند دخل

خداوند برگ چناران و نخل

 

خدای سلامت، خدای مرض

خداوند باسلوق و کیشمیش و گز

 

خداوند سرخی ماهی حوض

خداوند زردی- سیاهی موز

 

خداوند پیکان و بنز و ژیان

خداوند آن دلبر خوش میان

 

خداوند جبار و توکا و قوس

خداوند کیرشف، انیشتن و گوس

 

خداوند جیمز کوک، کریستف کلمب

خداوند بینی و انگشت و دمب

 

خداوند میکی، دانلداک، گوفی

خداوند سعدی، عبید و عوفی(!)

  

خداوند ماه و خداوند هور

که کرده مرا خلقت از راه دور

 

خداوند این و خداوند آن

خداوند واقف به چرخ زمان

 

. . .

 

به قدری که دادم اطاله کلام

شدم گرم الفاظ و عرض سلام

 

سخن رشته از دست بنده ربود

فراموش کردم که مشکل چه بود!

 

برای خداوند طوطی و غاز

چرا من سرودم سرودی دراز؟

 

رسیدم ته شعر و شد ماستمال

از آن به که باشد به شعرم ملال!

 

ز ملت گرفتیم سوتی همی

دچارش شدیم عاقبت یک کمی

 

"چنین است رسم سرای درشت

گهی پشت زین و گهی زین به پشت"

 

***

تقدیم نامه :

 

مرا طبع شعرم بدین سان نبود

سر این فتیله فروزان نبود!

 

ولی نظم کردم به زور فلان

"مگر باز گویند صاحبدلان"

 

که آرمین که گوی بلاغت ربود

نویسنده سایت کاپوچه(۱) بود!

 

......

حمید نصیری، دراز عزیز

جرقه پراند و جلیز و ویلیز

 

فتیله که بودی همین جور یه ور

شراره گرفته، شده شعله ور!

 

چو اکنون بسوزد ز طبعم کسی

گناهان رود سوی اوشان(!) بسی

 

حمیدا نکن انگولک آتشین

تکان هی نخور، اندکی هم بشین!


-----------------------------------------------------------
پاورقی:                                                                                               
(۱) مطلب برای سایت کاپوچینو نوشته شده است   


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 275173


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها