X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
آقای او
  
 
 

----------------------
آقای اوثانی
مینا
عادی
بلوت
شاه عباس
بی نمک
بوالفضول الشعرا
ناصر فیض
غریبه
عمو رضا
خاکستر
یه وبلاگ
کسوف
سکوت
سلام
سرآشپز
متال همر
بی بی گل
جاسیگاری
سیاوشون
عبید شاکی
visual c++ 6
احسان آن لاین
به هیچ عنوان
خانم خل و چل
غلاف تمام فلزی
اخبار ساعت 25
هفت خط
سورنا
کوچولو می نویسد
و بدانیم اگر کرم...
منبع موثق
...و غیره
----------------------

کاپوچینو
هفت سنگ
گل آقا
----------------------

Arabian Gulf
----------------------

آرشیو
 
جمعه 29 خرداد‌ماه سال 1383
حکایت

خانه ای را شنیدم که کوتاه بود و یک طبقه و حقیر و دیگر خانه های کوچه بلند و خوبروی. باری بنگاهی محل بکراهت و استحقار درو نظر می کرد. صاحب خانه به فراست استبصار به جای آورد و گفت: ای ممد آقا! کوتاه محکم به که دراز نا مستحکم. نه هرچه به قامت مهتر به قیمت بهتر. الشاة نظیفة و الفیل جیفة.

 

آن شنیدی مهندسی دانا

ساخت آن جا برای خود کلبه

 

منتها آن برادر معمار

زیر آوار برج خود شد له؟

 

ممد آقا بخندید و ارکان بنگاه بپسندیدند و معماران درس ناخوانده به جان برنجیدند.

 

تا مرد سخن نگفته باشد

عیب و هنرش نهفته باشد

 

هر پیسه گمان مبر نهالی است

باشد که پلنگ خفته باشد!

 

شنیدم که آن محله را زلزله ای صعب بلرزاند و جمله خانه های کوچه ویران کرد. چون امداد رسانان اهالی محل را از زیر آوار نجات دادند  اول کسی که به سخن در آمد ممد آقا، صاحب بنگاه، بود که به صاحب خانه یک طبقه می گفت: خانه تو هم که خراب شد. گفت: خانه من زیر آوار برج های همسایه بماند وگرنه پرپای می ماند!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 275173


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها