X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
آقای او
  
 
 

----------------------
آقای اوثانی
مینا
عادی
بلوت
شاه عباس
بی نمک
بوالفضول الشعرا
ناصر فیض
غریبه
عمو رضا
خاکستر
یه وبلاگ
کسوف
سکوت
سلام
سرآشپز
متال همر
بی بی گل
جاسیگاری
سیاوشون
عبید شاکی
visual c++ 6
احسان آن لاین
به هیچ عنوان
خانم خل و چل
غلاف تمام فلزی
اخبار ساعت 25
هفت خط
سورنا
کوچولو می نویسد
و بدانیم اگر کرم...
منبع موثق
...و غیره
----------------------

کاپوچینو
هفت سنگ
گل آقا
----------------------

Arabian Gulf
----------------------

آرشیو
 
پنج‌شنبه 12 تیر‌ماه سال 1382
ادامه باب پنجم!

یکی را از ملوک عرب  حدیث مجنون لیلی و شورش حال او بگفتند که با کمال فضل و بلاغت سر در بیابان نهاده و زمام عقل از دست داده . بفر مودش تا حاضر آوردند و ملامت کردن گرفت که در شرف انسان چه خللی دیدی که خوی بهایم گرفتی و ترک عشرت مردم گفتی ؟ گفت :

 

کاش آنان که عیب من می جستند      گیف(gif)ت ای دلستان بدیدندی
          یاکه پیغام ها و خط تو را              توی وب لاگ من بخواندندی!

 

تا حقیقت معنی برصورت دعوی گواه آمدی . فذالک الذی لمتننی فیه. ملک را در دل آمد جمال لیلی مطالعه کردن تا چه صورت است که موجب چندین فتنه ، بفرمودش طلب کردن . با اینترنت در احیای عرب بگردیدند و IP کش نمودند و بدست آوردندو پیش ملک در صحن سراچه بداشتند . ملک در هیات او نظر کرد ، شخصی دید سه فام، باریک اندام[ و سیبیلو !] در نظرش حقیر آمد ، به حکم آنکه کمترین خدام حرم او به جمال ازو در پیش بودند و به زینت بیش . مجنون به فراست در یافت گفت : از دریچه یاهو مسنجر باید با او چت کردن تا سر باحالی او بر تو تجلی کند !

 

     بی اکانتان را نباشد درد ریش     جز به یاهویی نگویم درد خویش!  

      گفتن از زنبور بی حاصل بود          بایکی در عمر خود نا خورده نیش

(نسخه : گفتن از چت رووم بی حاصل بود      با یکی نا کرده چت در عمر خویش!)

        تا تو را حالی نباشد همچو ما       حال ما باشد تورا افسانه پیش !


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 275173


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها